تبلیغات
اپـیـــــزود سـوم(آخَر)
 

به نام تو
نویسنده : ... تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
نظرات
انگار از بیستو دو سالگی یهو اومدم تو بیستو چهار سالگی؛ بیستو سه سالگی  با تندی و تیزی و اخرش با یک لگد که ماله همون اسب سال بود تموم شد ..مشغولیات به قدری بود که اصلا نمیدونستم زمانو مکانم چه جوریا داره میگذره..فقط انگار یک حکم قطعی بود که بر سرم باید میومد..شایدم خودم مقصر بودم و شایدم بقیه ....
تا قبلش چقدر پیگیر بودم تو وب نویسی!!اما الان روشن کردن سیستم سخت ترین کار دنیاس برام
دیدن پست های سال تحویل نودو سه...اون موقع بیستو دو سالم بود سال اخر دانشگاه ..سرخوش..چه زود بزرگ شدم!
راستی گذاشتن نقطه چین لا به لای نوشته ها مثل این....شما رو یاده چی میندازه؟!تو سال نودو سه یکی سر این موضوع از دستم عصبانی شد
گفت جملاتت رو نمیفهمم وقتی نقطه چین میذاری
گفتمش یعنی مکثه یجورایی مثل کاما
متوجه نشد
راستش نمیدونم چرا ناراحت شد
نمیدونست قبلا بجای اون با وبم حرف میزدم  و یک کاری از سر عادته..فکر میکرد لجبازم..ولش کن اصلن!
وب نویسی بهتره یا اینستاگرام نویسی!این روزا شدیم همه جا و هیج جا
الان من باکی حرف میزنم! راستشو بگم میترسم از وب نویسی ...یک بعد از شخصیت ادمو خیلی بزرگ میکنه...نمیدونم اسم اون بعد چیه دقیقا ولی از نظر دیگران شاید به یک ادم پیچیده تبدیل بشی ..کلن نوشتن ادمو ریز نگر میکنه..دو سه روز یک کتاب رمان دستت بگیری راه که میری تو خونه لحظاتتو مثل کتاب برای خودت جمله بندی میکنی...حس درت قوی میشه و همه چیزو از دریچه احساساتت نگاه میکنی ..غلطو درستو...حسم که خیلی لبه مرزه و عقل توش کم رنگه کلن زندگیت میره لبه تیغ!درونت پررنگ تر میشه برات..غرقت نکنه صلوات:|  یک سلامی هم بکنیم به جملات قدیمی  الان این جمله از زمان حال و گذشته در رفتو امد بودو شکاف فرهنگیو میرسونه
منگلم نکنی دوباره وبلاگ!!!!!!!!!!!!!! 

هیچ ادمکی از واتس اپو و وایبرو و تلگرامو و.....مثل اینا نمیشه............و این....و از همه مهم تر این...خیلی بهتر میشد احساساتو انتقال داد

ته نوشت پستتتتتتتتتتت:  برای کسی که شاید از اینجا گذر کنه




»



( تعداد کل صفحات: 93 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

 

 




شارژ ایرانسل

فال حافظ